رشيد الدين فضل الله همدانى
69
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
تمامت آن نواحى بگرفت ؛ و اشبيليه را محصور كرد ، تا در آن ولايت خطبه و سكه به نام او كردند « 1 » . و در سنهء ثلاث و أربعين و خمس مائة ، افرنجه غلبه كردند و مدينهء مريه و شهر مهديه به جنگ بگرفتند . متولى آنجا على بن الحسين المصرى بود ، به امان در آمد « 2 » و شهر دمشق را حصار دادند « 3 » . و در جمادى الآخرهء سنهء أربع و أربعين و خمس مائة ، الحافظ لأحكام اللّه ، خليفهء مصر ، وفات يافت . مدت خلافتش نوزده سال و هفت ماه بود ، و عمرش « 4 » 77 سال . ذكر خلافت الظافر بأمر اللّه ، [ خليفه دوازدهم ] و او ابو المنصور اسماعيل بن الحافظ دين اللّه ابو الميمون عبد المجيد بن ابى القاسم محمد بن المستنصر باللّه است . روز وفات پدرش ، امرا و وزرا به خلافت بر او بيعت كردند . علاء الدين محمود بن مسعود ، صاحب طرثيث « 5 » - كه عوام آن را « ترشيز » گويند - خواست كه خطبه با نام عباسيان كند ، جماعت نزاريه فرياد برآوردند و خطيب را بكشتند « 6 » و منبر را بسوزانيدند . و عبد المومن بيست هزار سوار به اندلس [ 30 ] فرستاد و شهر غرناطه و مدينهء مريه بگرفت ؛ و خود به بجايه رفت و با تصرف گرفت ؛ و به بلاد [ بنى ] حماد « 7 » رفت و به يك بار بگرفت و متوطنان آنجا به راه بر و بحر پراكنده شدند . عبد المومن اكابر و اعيان ايشان را استمالت و استعطاف فرمود و اموال به ايشان رد كرد ، مردم آنجا دوستدار او شدند . و عبد المومن به صنهاجه رفت ، كه گروهى انبوه و طايفهاى بشكوه « 8 » بودند ، و به صلح بگرفت و اظهار عدالت و نصفت فرمود .
--> ( 1 ) . مجمع د : و متولى آنجا على بن الحسين در ولايت سكه و خطبه به نام او كرد ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير چنين چيزى نيامده است ؛ مجمع م : و در اكثر آن بلاد خطبه و سكه به نام او كردند . ( 2 ) . مجمع م : بيرون آمد . ( 3 ) . مجمع د : و در سنهء ثلاث و اربعين و خمس مائه افرنجه غلبه كردند و شهر دمشق را حصار دادند ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 543 ) : از حسن بن على بن يحيى بن تميم بن المعز بن باديس الصنهاجى ، صاحب افريقيه ، و على بن الحسن الامير ، والى سوسه ، ياد كرده و از « مريه » نام نبرده و به جاى آن « سوسه » آورده است ؛ در مجمع م نيز گويا « سوسه » بايد خواند . ( 4 ) . مجمع د : هشتاد ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير : و عمره نحو من سبع و سبعين سنة . ( 5 ) . مجمع د : طرثيثة ؛ الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 545 ) : طريثيث . ( 6 ) . مجمع د : بزدند . ( 7 ) . ص : حماد ؛ مجمع م و د : عمات الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 546 و 547 ) داستان گرفتن غرناطه و مريه و سرزمين بنى حماد و صنهاجه را ياد نموده . ( 8 ) . مجمع د : باشكوه .